برای بابا دعا کنید

چه قدر بد است دور باشی از خانواده و بخواهند خبری به تو بدهند
چه قدر بد است ندانی چه اتفاقی افتاده
چه کسی راست می گوید و چه کسی دروغ
باید هزار کیلومتر صبر کنی تا برسی به حقیقت

در تمام طول مسیر اشک ریختم
خدا…..
چه قدر صدایش کردم
چه قدر قسمش دادم به جان عزیزش که بابا مشکلی نداشته باشد
انگار در آسمان به خدا نزدیک تر بودم
تمام طول مسیر سر در سر فرنوش اشک ریختم و اشک ریخت

حالا دو روز از آن پنج شنبه کذایی می گذرد
بابا خیلی ضعیف شده
بیمارستان بستری است
باید جراحی شود
تمام وجودم می لرزد ولی به همه دلداری میدهم
میدانم چیزی نیست

این دو روز از تمام انرژی ام گذاشته ام تا مثل مادرم و فرنوش اشک نریزم
فقط می خندم و بابا را می خندانم
می گوید: “از آمدن شما دو تا جان تازه ای گرفته ام”
ولی دلم خون است
دلم یک گوشه دنج می خواهد که بنشینم و زار زار گریه کنم

نمی دانم چه کسی هستی که داری وبلاگ مرا می خوانی
فقط خواهش می کنم برای پدرم دعا کن
پدرم همه ی زندگی ماست
همه ی امید و آرزوهایمان

3 فکر می‌کنند “برای بابا دعا کنید

  1. علوی

    ان شاء الله زودِ زود خوب می‌شن و به سلامتی کامل بر می‌گردن. سالهای سال با سلامتی و شادی زیر سایه‌شون خوش باشید فاطی جان

    پاسخ

پاسخ دادن به فربد لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>