حسادت زنانه

اگر این ها حسادت های زنانه نیست پس چیست؟

بعد از یک هم‌آغوشی پنهانی
می آیی و می گویی سلام

نمی دانم کیست
باید زن خوشبختی باشد
دستانش را آرام می بوسی
و با خال کنار لبش هزار قصه می سازی
و او سرمست می خندد

بیا و بگو اگر این‌ها یک حسادت زنانه بیخود نیست پس چیست؟

بیا
بیا و بگو آن شب که دلتنگ شدی
عطر آغوش کسی مرا به یادت نینداخته بود
بیا، به تمام این روزها جواب بده

بیا، ببین این دلهره ها از کجا می آید
از عینک آفتابی دختری که تو در آن نمایان بودی؟
از سوال های بی‌دلیل دلم؟

نمی دانم

بیا
فقط بیا و بگو این‌ها همه یک حسادت زنانه و پوچ است

بیا و بگو هنوز عطر آغوش کسی را بعد از من لمس نکرده‌ای
بیا و بگو همه‌ی این ها یک کابوس است
از سر دوری است
از سر دلتنگی است

بیا و بگو همه این ها یک حسادت تلخ زنانه است

Fati
پنجم بهمن ۱۳۹۲

گویند بدوری بکن از یار صبوری
در مهر تفاوت نکند بعد مسافت
“سعدی”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>