روزها می گذرد، تو می مانی

یک روز آمدی
و بعد از آن
هر روز
به خواب های ندیده ام
به حرف های نگفته ام
به کاغذهای ننوشته ام
سر زدی و ماندگار شدی

یک روز آمدی و دیگر هیچ وقت نتوانستی بروی
نقشت جاماند روی تک تک لحظه های حال و آینده
حالی که با تو نبود و آینده ای که قرار نبود نقشی در آن داشته باشی

یک روز آمدی
تقصیر من نبود
من فقط دلم می خواست کسی باشد و فقط باشد
و روزی که رفتی
دیگر دلم نمی خواست کسی باشد
می خواستم بمانی
تو باشی
و این نهایت آرزوهایم بود

یک روز آمدی
به شعرهای بی احساسم سر زدی
و من از کلمات پر شدم

یک روز آمدی
و من فقط به یاد دارم که یک روز آمدی

دیگر یادم نیست چه شد
کجا رفتی
چرا رفتی

من فقط می دانم
تو یک روز آمدی
من از تو لبریز شدم
رفتی
و من هنوز از تو لبریزم

1 فکر می‌کنند “روزها می گذرد، تو می مانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>