نانوشته ها

خواب دیشب را برایش تعریف می کنم
می گوید همه ی این ها برگرفته از افکار روزانه است

نمی دانم چگونه باید ثابت کنم که قصد من ، افکار روزانه ام، همه و همه گرد فراموشی می چرخد
حتی به آن روزها فکر هم نمی کنم

ولی
“او” شب ها ناخواسته به خوابم می آید
محکم مرا در آغوش می کشد
کنارم می ماند
می خندد
و تا صبح آرزوی دیدنش را، برایم برآورده می کند

صبح می شود
و من باز هم با “او”، در ذهنم می جنگم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>