یک روز بد

امروز روز بدی بود
هنوز هم روز بدی است

شاید بخاطر مشغله کاری و درسی، این هفته وقت نداشتم به خیلی چیزها فکر کنم
اما امروز وقتم آزاد بود
فکر کردم
به همه چیز
یک ایمیل نوشتم
چندین بار خواندمش
هر بار خواستم ارسالش کنم به مقصد پشیمان شدم

امروز روز بدی است
من احساسات متناقضی دارم

گاهی آرزو داری به یک نقطه برسی تا شاد و خوشحال شوی
وقتی می رسی
وقتی آنقدر زجر و ناراحتی را تحمل می کنی و می رسی
از خودت می پرسی من چرا باید اینجا باشم؟
مطمئنی که مسیرت را هم اشتباه نیامدی
ولی پشیمان می شوی از جایی که ایستاده ای….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>