بایگانی ماهیانه: دسامبر 2013

روشن فکر نباش

بعضی وقت ها روشن فکر بودن کار دست آدم میدهد
کسی که رفته، رفته
کسی که خاص بوده در زندگیتان، عمرا به این زودی ها تبدیل به یک آدم عادی و دوست ساده شود
ادای روشن فکرها را در نیاورید
نیازی نیست روبرویش بنشینید و از یک دوستی ساده حرف بزنید
در حالی که دلتان برای لمس آغوشش پر میکشد و آرزو دارید یکبار دیگر “دوستت دارم” را از زبانش بشنوید
بگذارید تمام شود
برود

آدم از بازی خسته می شود
به بعضی از رابطه ها باید زمان داد تا شاید یک روز عادی شود
کسی که عاشقش هستید
دوستش دارید
هنوز هم دلتان با آمدنش می لرزد
هنوز هم با شنیدن صدایش، ضربان قلبتان بالا میرود
به هیچ عنوان یک دوست ساده نیست
زمان لازم دارید تا یک دوست ساده شود
یکی شود مثل همه ی آدم ها

به خودتان زمان دهید
به جای اینکه هی تکرار کنید: “فقط یک دوست خوب است”

تاریکی و بغض

وقتی فکر می‌کرد راهی نمانده
وقتی فکر میکرد رسیده است و تا مقصد فقط دو قدم مانده
وقتی فکر میکرد نوری که می‌بیند راه خوشبختی است
درست همان لحظه
من طعم تلخ نرسیدن را به او یادآوری کردم
مثل لحظه‌های عذاب آوری که در یادم بجا گذاشته بود

انتقام، گاهی لازم است
و بعضی آدم‌ها آنقدر هم بزرگ نیستند که ببخشند
و
بگذرند